جبهه جهاد فرهنگی خانوک

درباره ما

امام خامنه ای حفظ الله؛

فضای مجازی به اندازه انقلاب اسلامی اهمیت دارد.
و عرصه فرهنگی عرصه جهاد است.


«پایگاه اطلاع رسانی جبهه جهاد فرهنگی خانوک»

راه همان است و مرد بسیار...

با ما همراه باشید

و خانوک را از سایت ما ببینید

در این سایت می توانید خاطرات و زندگی نامه شهداء، شهدای جهاد فرهنگی ، تصویر، فیلم، نوا، دل نوشته ، اخبار عمومی و اخبار و مطالب شهر شهید آباد خانوک را مشاهده فرمایید.

این سایت با همت تعدادی از سربازان عرصه جنگ نرم و به یاد 9 شهید جهاد فرهنگی (راهیان نور) که در حادثه ی سال 1393، منطقه ی عملیاتی طلائیه به درجه ی شهادت نائل آمدند راه اندازی شده است
شهید مهندس محسن اسدی، شهید محمد رضا خالقی، شهید محمد علی اسدی، شهید علی اسدی، شهید سجاد عربپور، شهید محمد رضا اسدی، شهید حمید علیزاده، شهید امیر حسین ابراهیمی، شهید مهدی رحیم آبادی.

"ستاد مردمی پاسداشت ایثارگران جهاد فرهنگی کرمان"

نویسندگان

موضوعات مطالب

پیوندهای روزانه

برچسب‌ها

آمارسایت

کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
  • سومین سالگرد شهدای جهاد فرهنگی (راهیان نور)
یادیاران

یادی از شهدای جهاد فرهنگی

مقابله با شیطان
تلاش می کردکه همیشه نمازهایش رابه جماعت ادا کند. وقتی درخانه بود، سجاده ی داشت که پهن می کردو روی آن نماز می خواند.
یک دفعه بعداز خواندن نماز،سجاده اش راجمع نکردو به ما گفت:
سجاده مراجمع نکنید.باخنده گفتم: چرا؟
نکنه تنبل شدی و دیگه حوصله ی پهن کردن سجاده هم نداری؟
با جدیت گفت: نه مادر جان!
صبح ها که بیدار می شم، شیطان نمی ذاره سجاده پهن کنم، یه مهر می ذارم ونماز می خونم.
گفتم: پس برای نظافت خانه باید سجاده ات راجمع کنی.حرف هایم فایده ای نداشت،همان طورکه از خانه بیرون می رفت، مکرر می گفت:سجاده ام را جمع نکنید.
بعد هاکه به نماز خواندنش روی سجاده دقت کردم،حال مناجاتش باخدا روی سجاده،چیز دیگری بود.
راوی:صدیقه رحیم آبادی.مادر شهید.
شادی روح شهدای جهاد فرهنگی، به ویژه شهید محمد رضا اسدی صلوات
منبع: کتاب تسبیح سرخ                                                                                                                                                                               
موضوعات مرتبط : شهید محمدرضا اسدی ,
نویسنده خادم سایبری در 03:46 ق.ظ | نظرات()

دوشنبه ها یادی از  شهدای جهادفرهنگی

شوق پرواز

اهل تماشای تلویزیون نبود،ولی گه گاه بعضی از سریال هایی را که دوست داشت،نگاه می کرد،مثل سریال شوق پرواز
وقتی شاکی می شدیم که چرا سریال های تکراری نگاه می کنی،می گفت: اجازه بدید همون چیزی رو ببینم که دوست دارم.
روزی که جنازه اش را با هواپیما به کرمان آوردند،یاد لحظه ای افتادم که سریال شوق پرواز،شهادت شهیدبابایی را نشان می داد و یادم آمد مهدی با دیدن این صحنه به من گفت:مادرجان! شهید بابایی چه چیزی در شهادت دیده که به همراه همسرش به سفر حج نرفت، ولی به جنگ رفت و شهید شد؟
راوی: نجمه دوست محمدی  مادر شهید
شادی روح شهدای جهاد فرهنگی،به ویژه شهیدمحمد مهدی رحیم آبادی صلوات.
منبع: کتاب تسبیح سرخ                                                                                                                                                                                     
موضوعات مرتبط : شهید محمد مهدی رحیم آبادی ,
نویسنده خادم سایبری در 07:00 ق.ظ | نظرات()

دوشنبه ها یادی از شهدای جهاد فرهنگی

هدیهء عجیب
آخرین فرزند من بود.خداوند او را بعد از چند سال به من و پدرش هدیه داده بود .هدیهء عجیبی بود.روی همه چیز بیشتر از قبل حساس شده بودم.وقتی باردار بودم به معنویات بیشتر از قبل اهمیت می دادم. روی لقمه ای که می خوردم؛حرفی که می زدم؛جایی که می رفتم و... دقت بیشتری داشتم.
بعد از به دنیا آمدنش هیچ وقت بدون وضو به او شیر ندادم. حتی اگر در نیمه های شب شیر می خواست؛اول وضو می گرفتم و بعد به او شیر می دادم .اگر چه در لحظاتی که وضو می گرفتم با گریه هایش باعث بیدار شدن بقیهء خانواده می شد؛ولی من همچنان بر این کارم پای بند بودم .هنگام شیر خوردن او؛ذکر خدا را زیر لب زمزمه می کردم. عنایت خود خدا بود که اذکارش بر زبانم جاری شود.
راوی:خاور عسکرزاده  مادر شهید
شادی روح شهدای جهاد فرهنگی،به ویژه شهید محمد رضاخالقی صلوات.
منبع: کتاب تسبیح سرخ
موضوعات مرتبط : شهید محمدرضا خالقی ,
نویسنده خادم سایبری در 12:28 ب.ظ | نظرات()

یادیاران

دوشنبه ها،یادی از شهدای جهاد فرهنگی
نوکر امام حسین(ع)

ازصبح به عزاداری رفته بودیم همه ی خانواده جداجدا بودیم
عصربرای استراحت کوتاهی به خونه برگشتم ولی علی هنوز نیامده بود.مامانم خیلی نگرانش بود.
دوهفته ست که سرماخورده واصلاًحالش خوب نیست.
چند روزی هست که بابچه های هیئت در تدارک مراسم عزاداری امام حسین(ع)هستند وکمتر میادخونه یا بهتر بگم اصلا نمیادخونه.
میخواستم برم شیون عرشیان دیگه شب شده بود.آماده شدم و از خونه اومدم بیرون.
فقط از مسجد شهدا تا  گلزار شهدا بارون باریده بود دیگه هیچ جا نباریده بود و زمین خشک بود.
کنارمسجد علی و محمدعلی وچند نفر دیگه رو دیدم که داشتن میرفتن بالا؛منم رفتم کنارشان تا باهم بریم بالا.
محمدعلی دوپرچم بزرگ که معلوم بود سنگین هستند،دستش بود.
بهش گفتم کمک نمیخوای؟
لبخندی زد و گفت: پرچم هارو خودم میارم میخوام نوکر امام حسین باشم
راوی:خواهر شهید
شادی روح  شهدای جهاد فرهنگی،به ویژه  شهید محمد علی اسدی صلوات

موضوعات مرتبط : شهید علی اسدی ,
نویسنده خادم سایبری در 06:20 ب.ظ | نظرات()

یادیاران
یادی از شهدای جهاد فرهنگی
چفیه
دلش میخواست مثل بسیجی های زمان جنگ باشد.ساده و بی ریا؛خاکی و افلاکی.
وقتی برای کارهای بسیج از دیگران لباس میگرفت و به خانه می آورد ؛برایش میشستم ؛اتو میزدم و میپوشید.حق اعتراض هم نداشتم چون وقتی به او اعتراض کرده و میگفتم:تواینقدر پایگاه میری چرا یه لباس برا خودت نمیگیری؟فقط با لبخند،مواجه میشدم.
از بین همه ی لباس های بسیج؛چفیه را که عامل مشخصه ی رزمندگان اسلام است و آن را بر دوش نائب امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف حضرت آقا میبینیم؛از همه بیشتر دوست داشت؛گاهی که به شوخی حرفی میزدم ؛میگفت:شما نمیدونید این چفیه چیه و چه حرمتی داره!.
راوی:ایران ابراهیمی مادر شهید
شادی روح شهدای جهاد فرهنگی،به ویژه  شهید امیرحسین ابراهیمی  صلوات.       منبع کتاب:تسبیح سرخ
موضوعات مرتبط : شهید امیرحسین ابراهیمی ,
نویسنده خادم سایبری در 12:05 ب.ظ | نظرات()

مطالب اخیر وبگاه

لینک دوستان وبگاه

آرشیو مطالب

نظرسنجی

مطالب سایت را چگونه ارزیابی می کنید؟





دیگر امکانات

عضویت درکانال   
جبهه جهاد فرهنگی خانوک عضویت درکانال سروش   
جبهه جهاد فرهنگی خانوک عضویت در صفحه اینستاگرام جبهه جهاد فرهنگی خانوک  
کانال آپارات جبهه جهاد فرهنگی خانوک

دریافت کد اوقات شرعی

ابزار هدایت به بالای صفحه